نقدی بر داستان «کاش چشم هایش دروغ گفته باشد»
تألیف: محمّد محمودی نورآبادی
منتقد: دکتر ساناز مجرد
داستان این کتاب به واگویه های درونی پسری به نام قاسم اختصاص دارد که با دریافت خبر شهادت برادرش کاظم ناگزیر است به مدت هشت روز و تا زمان رسیدن جنازه ی برادر به روستا این خبر را پنهان کند. او در این فاصله به مرور خاطرات مشترک خود با برادرش می پردازد و البته در مجال هایی بخش هایی از خاطرات جنگ توسط خود قاسم و شخصیت زال بازگو می شود.
+ نوشته شده در شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 0:29 توسط محمد محمودی نورآبادی
|