سکوت
سکوتم وسکوتم و سکوت فریادم آرزوست
در سوز آذرم و عبیر خردادم آرزوست
طاق آسمان مگر تپیده سنگ شده شیرین
پای کوهی غم تیشه ی فرهادم آرزوست
خوف دل از خفتن در کاخ های بی فروغ
مرگ ابلیس شب و دسته ی شیادم آرزوست
دلم از قار قار کلاغ ها ی باغ می گیرد
طنین نغمه ی بلبل و شاخه یشمشادم آرزوست
از پس کوه آمده ام "محمودم" دهاتی ام
آدم نکشته ام سر سبزی نورآبادم آرزوست
+ نوشته شده در جمعه ۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت 1:31 توسط محمد محمودی نورآبادی
|