سکوتم وسکوتم و سکوت فریادم آرزوست

در سوز آذرم و عبیر خردادم آرزوست

طاق آسمان مگر تپیده سنگ شده شیرین

پای کوهی غم تیشه ی فرهادم آرزوست

خوف دل از خفتن در کاخ های بی فروغ

مرگ ابلیس شب و دسته ی شیادم آرزوست

دلم از قار قار کلاغ ها ی باغ می گیرد

طنین نغمه ی بلبل و شاخه یشمشادم آرزوست

از پس کوه آمده ام "محمودم" دهاتی ام

آدم نکشته ام سر سبزی نورآبادم آرزوست